تبليغاتX
تموم لحظه هامونو تو بودی که حدر دادی
عاشقان ابدی
از یه دوست ...

چه عذاب بزرگي است
وقتي که من تمام تنهايي را
به دوش مي کشم
و سخت ترين لحظه هاي انتظار را
با شکيبايي خود قسمت مي کنم.
آرزوي محالي ست
درک دستهاي تو
از انتهاي تنهايي ستاره هاي چيده شده
و سفره هاي خالي احساس
که مهرباني سايه ها
رنگينش کرده است
تو حتي
از فکر اين عذاب هم عاجزي
و من هر روز
تحليل مي روم ....

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مهر1386ساعت 0:53  توسط سعید | 

 

گفتی میخوای بنویسی دلمو

این دل از تو هنوز غافلمو

بنویسو بنویسو بنوسو هر چی دلت میخواد بنویس

منو یک دریا دل عاشو روارست بنویس

قصه عشقی که بین منو توست

انتظار با تو بی حوصلمو

بنویسو بنویسو بنوسو هر چی دلت میخواد بنویس

منو یک دریا دل عاشو روارست بنویس

اگه خواستی بنویسی منو یک بار دیگه ، لحظه همو اون لحضه ی پوچ دقایق بنویس

زیر آوار مصیبت ، تو حراس بی کسی ، تنمو با واژه سرخ شقایق بنویس

بنویسو بنویسو بنوسو هر چی دلت میخواد بنویس

منو یک دریا دل عاشو روارست بنویس

با محبتی که داری به من شوریده دل ، من پیش مرگ چشات با دل عاشق بنویس

در گذر از ساحل آفتابی عشق ، منو یک دریا دل شکسته قایق بنویس

بنویسو بنویسو بنوسو هر چی دلت میخواد بنویس

منو یک دریا دل عاشو روارست بنویس

 

برام بنویس که چیکار میکنی

خیلی خیلی دوست دارم

دوست دارم تا ابدیت خدا

+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 0:7  توسط سعید |