![]() |
![]() |
|
| عاشقان ابدی |
عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است عــشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن اســـت عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است
تقدیم به نازپری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 22:41 توسط سعید |
|
|
خدا جون متــشکریــم که چشم دادی بهمون واسـه گریه کردن دیــــدن این دنیای زشـت مرسی که پا به ما دادی واسه سگ دو زدن
*** خدا جون ممنون ازاین که دوتا دست به ما دادی تا نذاریم زنجیرا توی سیاهچال بپوسن تا بتونیم ماشه ی مسلسلا رو ناز کنیم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 22:30 توسط سعید |
|
|
تو بگو ، تو بگو با دلتنگی هایم چه كنم ؟ وقتی دستان عاطفه ی تو نیست ، وقتی آغوش گرمت نیست وقتی روز و شبم دلتنگ نگاه توست ، تو بگو ، تو بگو با دلتنگی هایم چه كنم ؟ كه دیگر كسی را برای تقسیم شادی هایی كه نیستو غم هایی كه هر روز فزون تر می گردند ندارم ، كه دیگر در این دنیا دستی برای فشردن دستان خسته ام دراز نمی شود ، لبخندی به لب نمی نشیندو لبی ترنم محبت نمی سازد .تو بگو ، تو بگو با دلتنگی هایم چه كنم ؟ تو بگو كه حال دیگر دیوانه دیوانه ام ! دیوانه نگاه هایی كه حرارتشان را باخته اند . دیوانه دستانی كه شور فشردن ندارند و لبانی كه به تبسم نمی نشینند .دلتنگم ، دلتنگ بازگشت عاطفه هایی كه رمیده اند ،گریخته اند ، نیستند . تو بگو ، تو بگو با دلتنگی هایم چه كنم ؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 23:10 توسط سعید |
|
|
اگر كلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست
نازپری |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 10:35 توسط سعید |
|
|
ای سلطان سرزمین پهناور دل کوچکم !
تورا در کوچکترین ذرات آرزوهایم ، نازپری خیلی دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 10:29 توسط سعید |
|
|
سلام خوبین شما
امروز جمعه خیلی خیلی دلم گرفته خیلی دلم برا نازپری گلم تنگ شده خیلی دوست داشتم امروز پیشم باشه باهم بریم بگردیم از این دنیا سفر کنیم بریم یه جایی که هیچکی نباشه یه جایی که باهم حرف بزنیم خدارو بیاریم پیشمون مهمونش کنیم ازش بپرسم دلیلت برا خلق آدم و هوا چی بود چرا انسان رو خلق کردی چرا چرا...؟ سئوالی که مطمئنا" بدون پاسخ میموند نمی دونم از دست این جدائی باید به کی شکایت کنیم به کی نامه بدم به کدوم بارگاه برم پیش کی گریه کنم به کی به کی...؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مرداد1386ساعت 18:55 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
نوشته های یه دل سنگ عاشق
|
|
RSS
|