تبليغاتX
تموم لحظه هامونو تو بودی که حدر دادی
عاشقان ابدی
سلام به بربچز عشق ابدی

تو کامنت قبلی یه مسابقه مطرح کردم که هنوزم براش اصرار دارم

دوستای عزیزی که بهترین جمله رو در رابطه با عشق و دوستی که با عشق ابدی اسم بلاگ من باشه

یه جایزه ماندگار می گیرن

گلای عاشق و مجنون این مسابقه رو جدی بگیرین

شوخی نمی کنم تا رو ۵ فروردین مهلت دارین در این مسابقه شرکت کنین

یادتون نره فقط ۱۳ روز دیگه وقت دارین

کسایی که مایلن تو مسابقه عشق ابدی شرکت کنن نظراتشون رو به هر زبونی برام میل کنن تا در قرعه کشی بهترین اسم برای عشق در سال ۸۶ شرکت داده بشن

Voroojak_sharoor@yahoo.com

سبز باشین لبتون خندون

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 22:24  توسط سعید | 
سلام به بروبچز عاشق

حالتون چطوره خوش میگذره میبینم که چند روز بیشتر به پایان سال ۸۵ نمونده و می خوایم وارد سال جدید بشیم

ازتون می خوام یه شعار برای این سال که می خواییم شروع کنیم بگید که تا سال آینده بهش وفادار باشیم

برام بنویسین به بهترین نظرات جایزه ارزنده اهدا میشه

یادتون نره

منتظرم

برای جایزه هم شوخی نمی کنم

 

تا بعد یا حق!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 12:41  توسط سعید | 

سلام دوستای گلم

حالتون چطوره

دوباره آپ کردم

    مرد را دردی اگر باشد خوش است     درد بی دردی علاجش آتش است

او گفت : هيچ كس را غم من نيست !

گفتم : پس تو را غم نيست ! همنا خوشبخت تريني.

گويي مرا ديوانه پندارد گفت : تو خود نداني كه غم چيست !

گفتم : غم شيريني فراق است.

گفت : پس تلخي چيست ؟

گفتم بي غمي.

باز برآشفت و گفت : آن كه بيدرد است چون تلخ است ؟

گفتم : او تلخ تر از تلخ است ليك نداند.

گفت : بيش برايم گوي !

گفتم : او را كه درد نيست از حضرت دوست فاصله اي است . پس اين دوري قفس حجاب را بيشتر و عظيم تر كند و چون در حجاب تن مدفون شوي مسير وصال تيره گردد و وعده ديداري نماند. هر آينه اين خود تلخ ترين باشد.

گفت : نمي دانم چه مي گويي اما اكنون حس زيبايي از تلخي ام دارم. پس مست شد و رفت.

 

نميدونم اين متن گفته کيه!!! ولی خيلی خوب گفته.

سبز باشید لبتون خندون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 7:53  توسط سعید | 
سلام به بچه های گل عاشق

این چند روزی که درمیونتون نبودم

به خاطر احترام به یکی از دوستان عزیزم به نام حسین از نویسندگان گل بلاگ ۰۲۵ بود که این عزیز دیگه با خودش عهد بسته که دیگه تو بلاگش دست نبره

دوست دارم دلیلش رو از زبون خودش بشنوم

ازش می خوام که هرموفق به بلاگم سر زد برام کامنت بزاره که چرا دیگه در بینمون نمینویسه

این از خدا می خوام که حسین عزیز هر کجا که در پناه خداوند به روزای آبی که تا ابد عشقیه موفق و سربلند باشه

آمین

حسین جون به مولا خیلی ناراحت شدم که دیگه نیستی

بهمون سر بزن دلمون برات تنگ میشه

یا حق!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 3:32  توسط سعید |