تبليغاتX
تموم لحظه هامونو تو بودی که حدر دادی
عاشقان ابدی
سلام

میخوام روزی که یادم اموده براتون بگم یه روزی پشت تلفن با شیدا حرف میزدم شای بگم اخرینین باری که قبل ازش ...شم

اون روز بغض اجیبی گلوم رو گرفته بود یادم نیست چه آهنگی گوش میکردم

یه عشق نیمه کاره
اشکای باز دوباره
یه قبر بی ستاره میون این شب
یه سینی خرما از سنگ
یه ادم غریبه سرده
ولی می سوزه باز توی تب

..........

تو مگه قسم نخوردی دلمو تنها نذاری
روبروم نشستی اما از غریبه کم نداری
روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره
از صدای تو شنیدم که دلت دوسم نداره
دل تو تو اسمونو
دل من به دنبال دل تو

...........

شب بود شمع بود من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت
چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت
بیا بیا که سوختم همیشه به راه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

.............

اگه بهترین دوستم نیستی اقلا بهترین دشمنم باش
اگه غمخوارم نیستی اقلا بزرگترین غمم باش
هر چه هستی همیشه بهترین باش
چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند
پس در بدترین خاطراتم بهترین باش.

..............

اگه از یاد تو رفتم
اگه رفتی ز دستم
اگه با دیگرونی
هنوز عاشقت هستم

+ نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 22:19  توسط سعید | 
سلام بروبچز عشق ابدی

امروز خیلی دلم گرفته خیلی خیلی خیلی

               

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 16:48  توسط سعید | 

سلام به دوستای گلم

منو ببخشید که چند روز اخیر وبلاگم رو آپ نکردم مخصوصا" این شبای عزیز که حتما" باید وبلاگ رو آپ کرد

این شبای قدر رو از دست ندید راستوشو بخواین من این چند شب رو نتونستم مسجدی یا حسینیه برم ولی هر شب وقتی تا 12 شب سر کارم وقتی صدای حسینه های نزدیک محل کارم رو میشنوم خیلی قصم میگیره بی اختیار یاد زمونی می افتم وقتی توی محرم وبلاگ رو به اسرار شیدا آپ میکرم وقتی شیدا این وبلاگ رو میدید خیلی حال میکرد ومنو به سوی خدا سوق میداد امید وارم که هر جا که هست یالم وسرو حال زیرآسمون پهناور پروردگار خدا به هرچی که میخواد برسه و منو از یاد نبره...

داشتم اینو میگفتم که وقتی صدای هیئتهای اطراف رو میشنوم بی اختیار یاد اون موقع ها می افتم

خلاصه کارو تعطیل می کنم تنهایی راه می افتم میرم رو به خونه از نوحه ها فیض میبرم!

این شبارو از دست ندید چون هرچی از خدا بخواین بهتون میده

 

 

شیدا از خدا خیلی خواستم که برگردی منو از یادت نبر ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 18:5  توسط سعید | 
سلام به تمومی دوستان عزیزم امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه !

امروز ۲تا معذرت خواهی به دوستای گلم بوسه مرگ(دختر یخی) به خاطره که من نمیتونم برای این عزیز عاشق پیغام بزارم به این دلیل من اینترنتی که برای کافی نتم گرفتم این اجازه رو به من نمیده ازش میخوام که منو ببخشه ولی مطمئن باشه که من همیشه به وبلاگش سر میزنم

دوم اینکه این سانای گل هیچ موقع منو از لطفش دریغ نمیکنه ، چون من هر روز اپ میکنم ولی اونو در جریان آپم نمیزاره سانای عزیز این وبلاگ مطعلق به خودته و دوستای گلم از دست ما ناراضی نباشی من هر روزآپ میکنم منو ببخشید

عزیزان همتون رو دوست دارم عاشقتونم (مخصوصا" شیدای

عزیزم)

بای تا متن بعدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مهر1385ساعت 19:35  توسط سعید | 

 

تقدیم به شیدا عزیز

تولدت مبارک...............................با عطر گلهاي ياس



با مرواريد و الماس....................يه دنيا شعر و احساس



تقويم دل ورق خورد........................مهر اومده دوباره



من منتظر نشستم ...........................تا گل واسم بياره



هشتم ماه واسه من.......................پر از عشق و اميده



دشت سرخ غرورم.........................امروز ديگه سفيده



شما منو چه ساده.......................بردين به جشن مهتاب



ترانه هاي قلبم................................شدن قد يه کتاب



تو سفره دل من...........................عشقتون موندگاره



شما منو دوست دارين........................پاييز من بهاره

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 14:56  توسط سعید | 

تقدیم به شیدا عزیزتر از جونم

دلم میخواد بعد خوندن این متنها شیدای عزیز یادی از گذاشته ها کنه و بعد خوندن این متن منو از حال خودش بی خبر نزاره...

 

زندگی یعنی معلق شدن در دریاچه ی آروزها

زندگی یعنی محو شدن در روستای زیبایی ها

زندگی یعنی یک لبخند

زندگی یعنی یک سوال

زندگی یعنی رهایی از گناه

زندگی یعنی عشق و دوستی

زندگی یعنی وفا

زندگی یعنی سرنوشت

زندگی یعنی لحظه ی دیدار

زندگی یعنی بیماری نا علاج عاشقی

زندگی یعنی شوق بودن

زندگی یعنی پاکی به اندازه ی هیچ

زندگی یعنی دستپاچه شدن در سرنوشت

زندگی یعنی بوسیدن خاطره ها و در آغوش گرفتن آرزوها

زندگی یعنی تو

زندگی یعنی من

زندگی یعنی با هم بودن

زندگی یعنی کنار هم بودن

زندگی یعنی شوق رسیدن به هم

زندگی یعنی همین حالا.

زندگی یعنی همین الان

 

در آغوش باد گم شدن

 اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست

 وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 مهر1385ساعت 21:15  توسط سعید | 
سلام دوستای عاشق قدیمی و جدی

قبل از هر چیز روزه و نماز همتون قبول باشه ...

امروز با دوتا خبر داغ داغ هات اومدم که خوشحالتون کنم

اولیش اینه که من شغل اول و آخرم رو شروع کردم کارم

کارم سروکارش با اینترنت ((کافی نت))

دومیش اینکه وقتی کافی نت زده باشم هروز سروکارم با اینترنت و میتونم هر روز وبلاگم رو آپ دیت کنم

اینم خبرای هاتی بود که میتونستم با شما و شیدای عزیزم تقدیم کنم

به امید روزی که با شیدای عزیز وبلاگم رو آپ دیت کنم

یا حق!

+ نوشته شده در  شنبه 15 مهر1385ساعت 11:0  توسط سعید | 

 عميق ترين درد در زندگی مردن نيست

،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی

تو ببخش که بي خبر از تو گذشنم واسه رفتن نميدوني که چه سخته حرف دل با تو نگفتن تو ببخش ترانه هام بدون تو دارن مي پوسن نميدوني بعد تو شعراي من چقدر عبوسن

گرچه نمئ شود به تورسيد ياحتئ برائ لحظه ائ مالك قلب توشد

اما برائ دوست داشتن تو

’‌وسعت تمام دنيا را در اختيار دارم و مئ توانم تو را آن قدر دوست بدارم كه همه باور كنند

 حق من درزندگئ توبودئ

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 21:57  توسط سعید | 

 باز باران بي ترانه*

گريه هايم عاشقانه*

مي خورد بر سقف قلبم*

ياد ايام تو داشتن*

مي زند سيلي به صورت*

باورت شايد نباشد*

مرده است قلبم ز دستت*

فكر آنكه با تو بودم*

با تو بودم شاد بودم*

توي دشت آن نگاهت*

گم شدن در خاطراتت*

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 13:40  توسط سعید |