تبليغاتX
تموم لحظه هامونو تو بودی که حدر دادی
عاشقان ابدی
سلام بچه ها امیدوارم ه حالتون خوب باشه

امشب میخوام یه خبر خوش بهتون بدم

آمار بازدید از وبلاگم به عدد ۴رقمی(۱۰۰۰ به بالا ) رسید

من موفقیتم رو توی این وبلاگ به تمومی شما عزیزان مدیون هستم

امیدوارم که هر کجا که هستید عاشق کنید و اگه عاشق نیستین عاشقی کنین!

(شیدا) میدونی طاقت جدائی رو ندارم...

(شیدا) با تو من مثل ۱۰۰ تا بهارم...

میخوام که نری تو از کنارم...

ازت زیاد خاطره دارم... (شیدا)

میخوام امشب حرفای دلم رو بهتون بگم :

وقتی تنهایی فکر میکنی باید یه یار داشته باشی ُ وقتی این درو اون در میزنی ُ خسته میشی ُ از خدا میخوای بهت یه زیدی بده که تا آخر عمر باهاش باشی

وقتی خدا بهت یه زیدی میده ُ توهم به آرزوی قلبیت میرسیُ انگار که تموم دنیا رو دو دستات گذاشتن

از خدا میخوای که از عمر تو کم کنه و به عمر اون اضافه کنی به این میگن از خود گذشتگی.

زمانی که از دوستی میگذره خیلی دوست داری با هم باشین مثلا" زیر بارون

زیر بارون بودن خیلی حال میده ُ میدونی چرا بارون ماله عاشقاست

چون وقتی دست عشقتو گرفتی و زیر بارون میری یه احساس بغزی بهت دست میده که هر لحظه با شدت گرفتن باروون این بغز به گریه تبدیل میشه ُ خدا بارون رو به این دلیل آفریده و به عاشقا اعطا کرده وقتی دستشو گرفتی زیر باروون میری بارون هرچی شدت پیدا میکنه تو هم اشگات سرازیر میشه دستشو فشار میدی توی عاقوشت میگیری ولی اون نمیدونه که تو داری گریه میکنی

وقتی سر مسائل بیخودی بحث میشه هیچ موقع حقو به خودت نده چون حق باتو هستش ولی برای ادامه دوستی باید حقو به طرفت بدی اونم در مقابل از خیلی چیا برات میگذره (به این میگن دوست داشتن)

آخریش اینکه هیچ موقع موقعیتاتون رو تو زندگی از دست ندین ُ چون هیچ موقع دیگه نمیتونی اونارو بدست بیارین خیلی ضد حال میشه

اگه زمونی عاشق شدی باید تا اخرش عمرتو بزاری

اگه که این موقعیت رو از دست دادی یه ادم سر خورده ُ افسرده و... مثل من میشی همیشه تو فکری که عضقت کی میاد فکر خیلی کارا به سرت میزنه ولی وقتی به فکر عشقت می افتی دور اونارو خط میکشی و گامهات استوار تر برای رسیدن به اون میشه ُ آیا اون کاری که میخوای بکنی میگیره یا نه ...

(بستگی به طرفت داره که چطوره تو این قهر واقعا" تورو درک میکنه یا نه...)

امشب که این متن رو نوشتم خیلی ناراحت بودم

شادم کن!

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 1:32  توسط سعید | 

سلام به تمومی دوستای مهر ورز عاشق دلداده و...

حالتون چطوره ... خوب که هستین

به امید خدا انشاا... هیچ عاشقی دل شکسته و غمگین نباشه

همیشه خنده رو روی لبای دوتاشون به یه بوسه پیوند بخوره

امروز که اومدم روز عزیزیه برای من. روزی که من وارد این دنیای پر نیرنگ و فریبی پا گذاشتم

ولی خدارو شکر شیدا رو پیدا کردم ولی باید برای رسیدن به اون هر کاری که از دستم بر میاد انجام بدم

تولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

تقدیم به شیدا نازنین از امروز ۴/۶/۸۵ چند برابر دوستت دارم

 

نفساي آخره قلب منه قلب بيچاره داره دق مي كنه

داره سكته مي كنه از دسته تو خودشو بيخودي عاشق مي كنه

 

برو بي وفاي بدجنس و خسيس ديگه از عاشقي سيرم به خدا

سرحال ، عاشق و جوون بودم ، اما حالا پيره پيرم به خدا

 

برو بي وفاي بدجنس و خسيس ديگه از عاشقي سيرم به خدا

سرحال ، عاشق و جوون بودم ، اما حالا پيره پيرم به خدا

 

تو اگه منو دوستم داري عزيز چرا از من عشق رو پنهون مي كني

فقط واسه اذيت كردنم ، پيش من رقيب رو مهمون مي كني

تويه بي وفاي بدجنس و خسيس چرا از من عشق رو پنهون مي كني

فقط واسه اذيت كردنم ، پيش من رقيب رو مهمون مي كني

 

برو بي وفاي بدجنس و خسيس ديگه از عاشقي سيرم به خدا

سرحال ، عاشق و جوون بودم ، اما حالا پيره پيرم به خدا

 

قلب تنهاي من از دست تو مرد ، يه جنازه مونده رو دستاي من

انگار يه راهي نمونده روبه طلوع ، يه غروبه روبه بن بستاي من

 

برو بي وفاي بدجنس و خسيس ديگه از عاشقي سيرم به خدا

سرحال ، عاشق و جوون بودم ، اما حالا پيره پيرم به خدا

 

نفساي آخره قلب منه قلب بيچاره داره دق مي كنه

داره سكته مي كنه از دسته تو خودشو بيخودي عاشق مي كنه

 

برو بي وفاي بدجنس و خسيس ديگه از عاشقي سيرم به خدا

سرحال ، عاشق و جوون بودم ، اما حالا پيره پيرم به خدا

 

هرجا که هستی با قدمات... شادم کن !

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 13:1  توسط سعید |