تبليغاتX
تموم لحظه هامونو تو بودی که حدر دادی
عاشقان ابدی

سلام بچه های عزیز امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه بازم مکن یه مدت غائب بودم به بزرگی خودتون ببخشید !

از یه دوست ...

چه عذاب بزرگي است
وقتي که من تمام تنهايي را
به دوش مي کشم
و سخت ترين لحظه هاي انتظار را
با شکيبايي خود قسمت مي کنم.
آرزوي محالي ست
درک دستهاي تو
از انتهاي تنهايي ستاره هاي چيده شده
و سفره هاي خالي احساس
که مهرباني سايه ها
رنگينش کرده است
تو حتي
از فکر اين عذاب هم عاجزي
و من هر روز
تحليل مي روم ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 19:50  توسط سعید | 

سلام بدون شرح حالشو ببرین تا موضوع براش پیدا کنم !

 

پيش تو باز كم آوردم ،«خيلي بد شد»

قسم دروغي خوردم «خيلي بد شد»

با غريبه منو ديدي «خيلي بد شد»

پشت من چيا شنيدي «خيلي بد شد»

به تو گفتم مثه تو زياده اما، واسه تو داشتم ميمردم

تورو با اون يكي ديدم، كم آوردم

 

 

ولي من هركاري كردم ،تورو از ياد نميمردم

اگه اشتباهي كردم ،آخرش چوبشو خوردم

غير تو هيچكي نديدم ،همه جا به تو رسيدم

از همه دنيا گذشتم ، تورو با اون يكي ديدم

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 18:52  توسط سعید | 

سلام بچه های عزیز امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه

 

اینم یه راه برا ناز کشیدن دخترای دورو ورتون...

 

به امید روزی که هیچ دوستی به پایان نرسه !

 

نمي خواستم مثه اشكاش بارون يه روز از چشاش بيافتم

ندونستم زير پاهاش سنگ قيمتي مفته

آرزوم بود با وجودم مثه روحم آشناشه

واسه فرياد غرورم بال پروازه صدامشه

 

چي شده اون همه احساس اينو هرگز نميدونم

ديگه بسمه شكستن ، نميخوام ديگه عاشق بمونم

 

گمشدم تو شب چشماش بلكه عاشقم بدونه

واسه سرسپردگي هاش ديگه لايقم بدونه

اما امروز يه غريبست كه فقط به من ميخنده

دل رو ديونه ميدونه ، در رو ديونه ميبنده

در رو ديونه مي بنده

 

چي شده اون همه احساس اينو هرگز نميدونم

ديگه بسمه شكستن ، نميخوام ديگه عاشق بمونم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 18:45  توسط سعید | 

سلام بچه عزیز من دوباره اومدم منو میبخشید که دیر اومدم اینم قسمت دوم سفری بی انتها فقط قدر زندگیتون رو بدونید تو زندگی گناه نکنید معشوقتون رو نرنجونید! و ...

 

...

چرا صداقت من دليل نشد بر نفسم منتظره

همه چيز ديدم زير سنگ قبرم توي تجمع اقوام چرا زود از پيشم ميرين

تورو خدا تنهام نزارين چون تنها اميدمين

شب نصيحت كمي براي روح سرد وخسنم آيا اين واقعيت داره كه ميام تو بند سر سخت

چرا استاد زندگي ميمرديم با درد كه اين باشه قسمت

چرا تواندوه ماديات شدي تو غرق

سهم من از اين دنيا بود دو چشم كور و حريص وجود ثروت زياد روحم رو كرده حريص

چرا دين تو به خداوندعدا نكردي دين چرافقط ازظاهر خودتو نشون دادي همين

من تاحالا راجه به خداي خود نگفتم كفر، سر هر چيز تازه كه بهم داد كردمش شكر

شكرگذاري فقط براي تو نيست براي اداي دين بايد بري به جهنم

پاشو برريم... پاشو بريم ...

زندگي بعد از مرگ منو شما ، جائي واسه زندگي بالاتر از ستاره ها

واسه تولد دوباره اي بعد از ندا ،سفري بي انتها واسه رسيدن به خداست

اين دنيا مثه پليه كه همون ازش مي كنيم عبور ،پايينش جهنم اون ور پل بهشت

نه نزديكه نه دور ، راحت مي افتي از پل با كارايه كثيف و زشت

پس قدمها رو محكم بردارو برو به سمت سرنوشت

خشت به خشت جاتو محكم كن تو قلب بهشت

حرفامو باور داري يا به چيز ديگه اي تو كلته ، مهم نيست بهش فكر ني اين بهتررين فرصته

راه درست يا غلط يي ميشه انتخاب تو ، ديگه انتخابي وجود نداره بعد اينه فرشته مرگ مياد سراغت

صاحبتو ببر يا وجود قدرت ، هموني كه خلقت كرد اما نه پوچ و بي علت

اختيارشو داري فكر كني ، منفي يا مثبت

مرگ فرار روحه از اين جسم خاكي ،هجرت انسان است به دنيايي پر از پاكي

منم ميترسم از مرگ به همين شدت ، ولي نميدونم اخرش چي ميشه با سعادت يا با ذلت

ذلت..... ذلت..... ذلت.....

زندگي بعد از مرگ منو شما ، جائي واسه زندگي بالاتر از ستاره ها

واسه تولد دوباره اي بعد از ندا ،سفري بي انتها واسه رسيدن به خداست

دنيا يه فرصته يه فرصت كه خدا بهت داده

بهتره كه خوب هواست رو جمع كني

چون ممكنه خيلي چيزا رو از دست بدي

بايد بدوني كه هر لحظه ممكنه مرگ بياد سراغت

پس هميشه اماده باش آماده براي زندگي بعد از مرگ

Aha... U Surr... Invisibel...

سبز باشيد لبتون خندون

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 1:54  توسط سعید | 
سلام به عاشقاي ...

بعد تولد هميشه يه حس آدم رو اذيت ميكنه

اين حس رو بايد تو اين متن درك كنيد

آفرينش روز و شب زيبايي زمين و كهكشانها

درخشش ستارگان فروزان همه حاكي از پروردگار يكتاست

پس از او اطاعت مي كنيم چون او معين كرده كه مرگ آغاز زندگي دوباره ماست

من وجودم را پيدا كردم با گر نفس

كابوس مرگم را تموم كردم عوض

شدم يه فراري تو جاده مصيبت ترسيدم مثه همه مسافرا هستم علف هرز

فهميدم سفر من بوده يه خواب تلخ و دورغ نوري كه ديده نميشه بوده يه نور پر فروغ

اين عهد رو با خودم بستم كه از سرش نرم بيرون

ولي بايد زخم ديرينه شستشو بشه با خون كناهام بخشيده نشده

كفش شده سنگين عجب احساس بديه كه روحت بشه غمگين

بد اين همه خوشي همه چي شده ديگه عوض حتي پشيموني مرحم نيست واسه اين مرض

مرحم باوري كه بايد گذشته ها ميشد كه تو ثروت و ماديات كسي حسرت نمي خورد

من تو خاكي چال شدم كه تهش رفته تو سياه چال واسه تخفيف مجازاتم باس بشم حلال

مغزت رو جايي پر ميكني كه افكار پوچ اينو باييد بدوني كه با مرگ فقط تو مي كني كوچ

ذهنت رو آزاد كن به من بده گوش افكار واهي رو بكن تو مغزت خاموشش

روحت تو مادي نيست هيچ وقت نميميره اون چيزي كه هميشه هست جسمت كه به اين دنيا زنجيره

مرگه رها ميكنه روح رو از بند اسارت پروازش ميده به سمت ابديت

تو اسمشو گذاشتي مرگ من بهش ميگم تولد

دنيايي تازه به آزادي روح فرارش از كالبد

زندگي بعد از مرگ حقيقت پنهانه آرامش بعد از گرد و طوفانه دنيايي فراتر از پنهانه

تو بفم كه بعد از مرگ هيچي تموم نميشه تولد دوبارست

هست دنيايي بعد هميشه

ميشه بعد از مرگ منو شما هست جايي بالاتر از ستاره ها

آغاز تولد دوباره اي برا زنده ها سفريي بي انتها واسه رسيدن به خدا 

 

پايان قسمت اول ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 1:20  توسط سعید | 
سلام بچه های عزیز امید وارم که حال همگیتون خوب باشه امشب دلم بد جوری گرفته بود ...

آخه...

اومدم یه موضوع بگم و برم

اگه بعضی عاشقا که میگن همدیگرو دوست دارن یه مسئله پیش بیاد که بایه معذرت خواهی تموم شه چرا باید این کارو نکرد

اگه بعضی عاشقا که میگن همدیگرو دوست دارن غرور بیخودیشون رو زیر پا بزارن

اگه بعضی عاشقا که میگن همدیگرو دوست دارن موقعیت طرفه مقابلو درک کنن

اگه بعضی عاشقا که میگن همدیگرو دوست دارن  همش حرفه خودشون رو به کرسی ننشونن

اگه بعضی عاشقا که میگن همدیگرو دوست دارن  به طرف مقابل اطمینان کنن

اگه بعضی عاشقا که میگن همدیگرو دوست دارن  فکر نکنن که طرفه مقابل بهشون دروغ میگه

اگه بعضی و....

اینارو گفتم چون میدونم این آدما خیلی به چیزا حساسا" خیلی براشون مهمه

بیایین باهم کاری کنیم که این اگه ها به ابد بره به جایی بره که دیگه چیززی به اسم غرور نباشه

چون همیشه بین دو نفر جدائی حاصل میشه....!

جدائي

تقدیم به گل پاییزییم شیدا (دوستت دارم تا ابد )

 

عاشق نبودي تو... من عاشقت بودم !

در قبله گاه عشق بودي تو معبودم !

***

آرام و آسوده...در خواب خوش بودي !

يك لحظه من بي تو... نياسودم!

***

من با نفس هايت نام تورا خواندم !

كاش اي ... با تو نمي ماندم !

***

من با نفس هايت نام تورا خواندم !

كاش اي هوس بازم باتو نميماندم !

***

روزي كه مي گفتي من با تو ميمانم

روزي كه دانستي من بي تو ميميرم

روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم

بازنده من بودم اين بوده تقديرم

خوش باوري بودم پيش نگاه تو...

كردم ز چشمانت خواندم كلامي را...

خواندم كلامي را...

عاشق نبودي تو... من عاشقت بودم !

در قبله گاه عشق بودي تو معبودم !

***

آرام و آسوده...در خواب خوش بودي !

يك لحظه من بي تو... نياسودم!

***

من با نفس هايت ياد تورا خواندم !

كاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم !

***

من با نفس هايت نام تورا خواندم !

كاش اي هوس بازم باتو نميماندم !

***

عشق تو چون برگي در دست طوفان بود

(دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود)

(روزي به من گفتي ديگر نمي مانم)

گفتم كه ميميرم گفتي كه ميدانم

باور نميكردم ... هرگز جدائي را...

(آن آمدن با عشق ... اين بي وفايي را)

اين بي وفايي را...

 

عاشق نبودي تو ... من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودي تو محبوبم

آرام و آسوده...در خواب خوش بودي

يك لحظه من بي تو... نياسودم

من با نفس هايت... نام تورا خواندم

كاش اي هوس بازم... با تو نمي ماندم

من با نفس هايت نام تورا خواندم

كاش... كاش... كاش با تو نمي ماندم

جدائي

سبز باشید لبتون خندون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 2:31  توسط سعید | 

سلام دوستای گلم اومدم که غیبتامو جبران کنم !

تقدیم به گل همیشه بهارم « شیدا »

دیوانه عاشق دیوانه ترم کن که دیوانه عشقم

پروانه عاشق پروانه ترم کن که پروانه عشقم

دیوانه ترم کن پروانه ترم کن

آواره عشقم آواره ترم کن

آسمون پر ستاره چشماتو یادم میاره

اون حلال نقش مهتاب چهرتو جلوم میذاره

برق چشمات ستاره بارون

دّر اشکات چشمه سارون

اون حریر گیسوانت جنگل سبز بهارون

دیوانه ترم کن پروانه ترم کن

آواره عشقم آواره ترم کن

وسعت ترانه هامی لحظه لحظه پا به پامی

اوج عشقت صدای من پر پرواز شبامی

ماه منیر قصّه هامی مثل خون توی رگامی

هاله خوابی لطیفی ذکرعشق روی لبامی

دیوانه ترم کن پروانه ترم کن

آواره عشقم آواره ترم کن

 

عاشقتم تا ابد عزیز دلمی...

تا پیک بعدی سبز باشید لبتون خندون

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 19:54  توسط سعید | 
سلام بچه ها من شیدا هستم اومدم بجای سعید جونم این وظیفه رو به دوش بکشم :

این اولین متنیه که براتون مینویسم امیدوارم که از این متن خوشتون بیاد .

 عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است

عــشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است

عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن اســـت

 عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

             

تا کامنت بعدی شاد  باشین و همه رو شاد کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 20:23  توسط سعید |